على محمدى خراسانى
107
شرح مكاسب (فارسى)
قوله : نعم : آرى كثرت و قلّت وجود افراد متقارب الصفات در جهت ديگر نقش دارند و آن حكمت و ملاك و فلسفهء حكم است يعنى اينكه فقهاء فرمودهاند : در مثليات بايد مثل بپردازد براى آنست كه مثل زياد است و ضامن دچار زحمت نمىشود ولى در قيميات مثل كم است و مشقّت دارد و لذا قيمت را كه بدهد كافى است ولى اين ربطى به تعريف و شمول آن ندارد . : قوله : ثم انّه : علاوه بر تعريف مشهور ، تعريفهاى ديگرى هم از مثلى و قيمى صورت گرفته كه از لحاظ نسبت سنجى پارهاى از آنها از تعريف قبلى اعم و پارهاى اخص مىباشند و در هر حال اينها نيز مبتلا به اشكال مىباشند . [ تعريف دوم و اشكالات اين تعريف ] تعريف دوّم : يكى از اين تعريفها از علّامه در تحرير است كه فرموده : المثلى ما تماثلت اجزائه و تقاربت صفاته « 1 » اين تعريف از جهاتى اعم است : الف : بجاى تساوى تعبير به تماثل كرده و مثل شايد اعم از مساوى باشد . ب : قيد بحسب القيمه را نياورده و از اين جهت هم اعمّ است . ج : كلمه و تقاربت صفاته را آورده كه در قيميات هم هست پس باز هم اعمّ است . و اشكال تعريف اينست كه : اوّلا دورى است چون در تعريف مثلى تماثل را آورده . و ثانيا آيا تماثلى حقيقى مراد است يا عرفى ؟ همان اشكال تعريف قبل . ثالثا مانع اغيار نيست . [ تعريف سوم ] تعريف سوّم : شهيد اول در دروس « 2 » و شهيد ثانى در شرح لمعه « 3 » چنين
--> ( 1 ) تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 139 . ( 2 ) دروس ، ص 309 . ( 3 ) شرح لمعه ، ج 7 ، ص 36 .